بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )

144

خلاصة التجارب ( طبع قديم )

و شونيز مسحوق به بول سرشته طلا كردن عجب نافع آيد و زراريح اندر مويز كوفته طلا كردن قوى بود اندرين ملك بعضى ثولول را بآهن تابيده داغ مىكنند بتخصيص در اوائل عظيم مفيد آيد و آنجا كه يك ثولول سبب ديگرها شده باشد بعلاج آن سبب علاج ديگرها شود و آنجا كه ثاليل غالب پديد آيد و زياده مىشود استفراغ سوداوى بايد كرد و غذاهاى مناسب خوردن و از هرچه سوداانگيز باشد حذر كردن مداومت پرورش كنى نافع آيد و مجرب‌ست و امّا مسماريه بثرها بود ثول مانند بسفيدى مائل كه طرف سر آن گرد بود و سطير و طرف بيخ آن باريك و اندر گوشت و پوست نشسته همچو مسمار و ماده اين هم از جنس ماده ثولول بود و همچنان كه ثولول غالب مىشود اين غالب نشود ليكن تعدد يابد علاج آنست كه اگر توانند آن را بدستكارى بيرون آورند و الا آن را مىيخراشند و صفحهء كوچك را از سراب خالص بران بسته مىدارند تا بالخاصه آن را تحليل كند و اگر انزروت و نوشادر و زنگار در آب صابون سرشته بران بندند عظيم نافع آيد و تيزاب فاروقى زدن عظيم مفيد بود و غسل بلادر هم قوى بود زراريح همچنين و سيماب كشته و خاكستر بلوط و نمك قليات را با آب پياز سرشته طلا كردن و يك شبان‌روز بران گذاشتن نافع بود و جاروب كردن چنانچه در والوك اطفال دانسته شد نيكو بود و مخفى نماند كه هر دوائى تيز و قوى كه بر بثرات زنند بايد كه احتياط كنند كه از عرض بثره زياده نشود تا عضو صحيح را نسوزاند و ريش نكند و امّا نفاخه بثرهء بود كه رطوبتى ندارد و مادهء آن بادى بود در شيب پوست و يا ما دون ظاهر و عضو محتبس گشته و امّا نفاخه بثره بود كه رطوبتى در جوف آن باشد و مادهء آن مائتى بود كه از خلط غليانى مثمر گشته بيك‌بار بجانب پوست و غيره مندفع شده و در ان محل محتبس گشته باشد كه همچو آبله از سوخته شدن و غيره پيدا مىشود و يا خون رقيق مائى بود كه اندر شيب پوست جمع شود و همچو كه از آبله كوفته شدن عضوى بيك‌بار پديد مىآيد و حرارتى و خارشى با اينها نباشد و استعمال لفظ نفاخه بيك معنى در كلام قوم بسيارست علاج آنجا كه ريحى باشد و زياده مىشود چيزهاى محلل ريح بايد خورد و تفتيح مسام كردن و از مولدات باد حذر نمودن و آنجا خلطى باشد و زياده مىشود و تنقيه بايد كرد و بدستور چيزهاى مسكن غليان دادن و گوشت و چربيها كم خوردن و در اول ظهور آن عدس مقشر مسحوق به سركه تر كرده طلا كردن نافع آيد و همچنين قوابض مثل پوست انار اندر سركه آغشته كرده يا اندر آب جوشانيده و آنچه بزرگ باشد ببايد شگافت و آب آن بيرون كردن و مجففات طلا كردن و حنا بستن و اگر ريشى پيدا كند بمرهم اصلاح كردن و امّا ارمنى دانه كه اندر خراسان بابلهء فرنگ مشهور بود به جهت كثرت مشابهت اكثر آن بجدرى بد در هيئت نه در جميع اعراض به انواع پديد آيد